حديث غدير - قسمت هجدهم

حديث امروز

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

حضرت مهدي (عج) :

زندگي دختر رسول خدا (س) الگوي شايسته اي براي من است.

مطلب امروز 

حديث غدير

سند گوياى ولايت

سؤال:

اين نكته نيز حائز اهميت است كه بعضى مى گويند رئيس جمهور محترم، واژه «مولا» را در يكى از سخنرانى هاى انتخاباتى خود، به معنى «دوستى» تفسير كرده، با اين كه خود از روحانيّون شيعه است.

پاسخ:

چنين نيست. زيرا ايشان با فاصله كمى براى رفع هرگونه ابهام و سوءِتفاهم، در توضيحى كه روز 23 خردادماه 1380 در بسيارى از جرائد انتشار يافت چنين تصريح نمود:

«خالى از لطف نيست تا نكته اى را كه در يكى از سخنرانى هاى اخير در باب داستان غدير گفته ام تكرار كنم كه محبت و مهر در دين خدا و به خصوص در عرصه حيات اجتماعى جامعه اسلامى نقش ممتاز دارد، با آنكه مقصود حضرت ختمى مرتبت از واژه مولى در جمله معروف «من كنت مولاه فهذا على مولاه» با توجه به خصوصيات زمان و مكان و بيعتى كه همان روز با امام على بن ابيطالب واقع شد قطعاً سرپرستى و ولايت امر جامعه اسلامى است و همان گونه كه ما شيعيان معتقديم و طبق نقل هاى معتبر تاريخى پس از رحلت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)اين معنى مورد قبول و تصديق صحابه بزرگ پيامبر(صلى الله عليه وآله)بوده است، در عين حال انتخاب واژه «مولى» پيام ويژه اى دارد و آگاهانه انتخاب شده است، قطعاً پيامبر اكرم مى توانست از عناوين ديگرى چون امير، قائد و سلطان استفاده كند. ولى در كلمه مولى علاوه بر سرپرستى، دوستى و محبّت هم كه از پايه هاى حكومت مطلوب اسلامى است اشراب شده است و امروز ملّت ما مى خواهد برخوردار از جامعه اى آزاد و آباد و رشد توام با معنويّت و اخلاق و محبت باشد».

گروه معارف و تحقيقات اسلامى قم

/ 2 نظر / 14 بازدید
امة الزهرا

به نام خدا الحمدلله کيفيت ارايه شما سير صعودی دارد موفق باشيد

sadegh

سلام خسته نباشد معلومه کجایی مومن؟ یه سری بزن ارشادمون کن خوشحال می‌شم!‌ یافاطمه// آي عاشقان! من به نرخ روز زندگي نمي كنم! من خداي را به نرخ روز بندگي نمي كنم! من به نرخ روز زهر مي چشم! زهر فقر! زخم مي خورم! درد مي كشم! من به نرخ روز تازيانه مي خورم! من به نرخ روز سهم خويش را از اين تورم و ورم گرفته ام ولي من به نرخ روز زندگي نمي كنم! من خداي را به نرخ روز بندگي نمي كنم! من به نرخ روز نان كه هيچ آب هم نمي خورم! همچنان كه ماه هاشمي تبار من نخورد در كوير كربلا در بلوغ تشنگي در كنار رودخانة فرات. ‌