ویژه نامه ی میلاد باسعادت حضرت امام حسین

روز پاسدار گرامی باد

 

 نور امید و ازلى مى آید 
بر عالم ایجاد ولى مى آید
 
مجموعه حسن و عشق و ایثار و کرم
یعنى که حسین ابن على مى آید
 

 

 

 

چراغ هدایت

 
نازم به شهر یثرب و اب و هوایش 
به به به خاک مشک بیز و جانفزایش
 
شهرى که نامش شهره افاق گشته 
خاکى که دلها مى زند پر در هوایش
 
شهرى که با آغوش باز و سرفرازى 
شد بوسه گاه پاى ختم الانبیایش
 
در اینچنین شهرى که خاک پاک انرا 
روح الامین بر دیده کرده تو تیایش
 
آمد بدنیا آنکه تا روز قیامت 
قد قامت ما هست باقى از بقایش
 
آمد بدنیا آنکه حق در عالم زر 
خشنود شد از گفتن قالوا بلایش
 
آمد بدنیا آنکه با مادر سخن گفت 
قبل از ولادت از قیام کربلایش
 
آمد بدنیا آنکه ختم الانبیا گفت 
او از من است و من از او جانم فدایش
 
آمد بدنیا سینه چاک سنگر عشق 
خون خدائى که خدا شد خون بهایش
 
ادم به جنت مى زند از عشق او دم 
سیلاب خون از دیده مى ریزد برایش
 
سعى صفا و مروه مى گردد فراموش 
از لذت جان پرور سعى صفایش
 
گفته است ختم المرسلین فلک نجاتش 
بهر هدایت خوانده مصباح الهدایش
 
هیهات من الذله اش سر خط عزت 
پیغام حق الدوله اش شرط ولایش
 
در خط تسلیم و رضا بود و نبودش 
مرضى ذات حق بود جلب رضایش
 
ارزد به کل ماسورا یک تار مویش 
خوانم سواى ما سوا در ماسوایش
 
گردد قیامت قائم از شور قیامش 
بهر شفاعت کردن روز جزایش
 
از خون او شد مزرع دین ابیارى 
باشد به جا خوانى اگر خون خدایش
 
از نهضت او کاخ ذلت زیرو رو شد 
وز همت او یافت قرآن محتوایش
 
افلاکیان دردى کشان چشم مستش 
لاهوتیان جان بر کف جام بلایش
 
ناسوتیان سوداگر بازار گرمش 
عاشوریان روزى خور خوان عطایش
 
آمد حسینى کز شکوه انقلابش 
هستى بود پاینده در زیر لوایش
 
آمد حسینى تا به ناى بینوایآن  
برگ و نوا بخشد نواى نینوایش
 
آمد حسینى تا زند ژولیده از دل
صبح و مساء پر در هواى کربلایش

 

   

قالَ الاْمامُ حسین بن علی (عَلَیْهِ السلام) :

إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبْیدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِیَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ (تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5.)

حضرت امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى کنند که آن یک معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى دیگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستایش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت نوکر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع، عبادت آزادگان است که بهترین عبادات مى باشد.

 

 

 

 

 animated gifs
 
اى حسین! اى ماندگارترین حادثه روزگار! حاشا که یاد بزرگى تو از صفحه ذهن زمان پاک شود. تو آمده‏اى که بمانى تا عشق بماند و ایمان و انسان به بشکوهى نامت پناه برد آن گاه که پناهى نیست.
... اى طراوت شگفت! بوته‏هاى «غیرت» ما را به باران قیام خویش بارور کن و سروهاى عزت و آزادگى را در جنگل جانمان برویان.
اى هم نفس فرشتگان! نام‏هاى فراموشى ما را از پشت پرچین ملکوت به شورشى شگفت بر هر چه سکوت فراخوان و بر ما مپسند که پرچم سرخ کربلایت را از دوش‏هاى عاشورایى خویش فرو نهیم.
دلت بر مدار تیغ و عشق مى‏گردید و اگر طلوع آتشین‏ات نبود، دهان دریده ستم، هر چه پاکى را به کام در مى‏کشید و «شرف» همچنان یتیم مى‏ماند.
اى امام قیام! اى اسطوره عشق و ایثار! اى کرامت بارور!... تو آمدى تا ماناترین غزل دیوان روزگار را با خامه خون هفتاد و دو ستاره شعله ور رقم زنى.
... تو آمدى تا انسان حیران در کوره راه حیات، به سر انگشت اشاره‏ات اعتماد کند. پس با ما بمان که در جنگل گرگ آلود جهان، سخت محتاج همراهى توایم.

 

 

 

حضرت ابا عبدالحسین (علیه السلام)
 
 ولادت
سـوّمـیـن پـیـشـواى شـیـعـه در سـوّم شـعـبـان سـال چهارم هجرى به دنیاآمد..(1)
پـیـامـبر بزرگ اسلام از تولد او بسیار شادمان گشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقـامـه گـفـت و سـایـر آداب وسـنـن اسـلامـى را دربـاره ایـن مـولود مـبـارک ، معمول داشت ..(2)

کنیه و القاب
کـنـیه امام حسین (ع )، اَباعبداللّه است و القابش عبارت است از: رشید، وفىّ ، طیّب ، سیّد، زکىّ، مـبـارک ، التـابع لمرضاة اللّه ، الدلیل على ذات اللّه ، سبط و مشهورترین آنها(سیّدالشّهداء) است ..(3)

دوران کودکى
امـام حسین (ع ) در هفت سال نخست زندگى خود، علاوه بر برخوردارى از تعلیم و تربیت پدر و مادر از نعمت وجود مربّى انسانیّت ، رسول گرامى اسلام نیز برخوردار بود.
مسعودى مى نویسد:
(رسـول خـدا(ص ) در دوران کـودکـى امام حسین (ع )، شخصاً متصدّى تغذیه ، تعلیم و تاءدیب او بود.).(4)
رسـول گـرامـى اسـلام (ص ) نـسبت به امام حسین و برادر بزرگش امام حسن (س ) علاقه وتوجّه خاصّى داشت وآنان را باتمام وجود دوست مى داشت . (یَعلَى بن مُرَّه )مى گوید:
(در خـدمـت پـیـامـبـر(ص ) بـه مـجـلس مـهـمـانـى مـى رفـتـیـم ؛ در مـیـان راه بـه حـسـیـن (ع ) کـه مشغول بازى بود برخوردیم رسول گرامى (ص ) به محض دیدن حسین (ع ) جلو رفت و دستهاى خـود را گشود. کودک از این سو به آن سو مى گریخت و پیغمبر(ص ) او را مى خندانید تا آنکه او را گرفت ؛ دستى را زیر چانه و دست دیگرش را پشت سر حسین (ع ) گذارد و او را بوسید و فـرمـود: (حـسـیـن از من است و من از حسینم ؛ خداوند دوست بدارد کسى را که حسین را دوست مى دارد؛ حسین سبطى از اسباط است).(5)
(خـَیـْثـَمـَةِ بـْنِ سـُلَیـْمـان ) از (اَبـُوهـُرَیـْرَه ) نـقـل مـى کـنـد کـه رسول خدا(ص ) فرمود:
(خداوندا! من حسین را دوست مى دارم پس تو هم او و دوستانش را دوست بدار.).(6)
روزى رسـول اکـرم (ص )از کـنـار خـانـه فـاطمه (س )عبور مى کرد،صداى گریه حسین (ع ) را شنید خطاب به دخترش فرمود:
(مگر نمى دانى گریه او مرا مى آزارد؟).(7)
بـدون شـک ایـن اظهار علاقه ها تنها یک اظهار علاقه پدربزرگ نسبت به نوه خود نیست ، بلکه ریشه آن بر علائق و مبانى عمیق فکرى واعتقادى استوار است .
این گونه تعبیرها ـ آنهم از کسى که در دوران زندگى اش با گزافه گویى و سخنان دور از حـقـیـقت و مدح بى جا مبارزه مى کرد و گفتار و کردارش براى دیگران حجّت است ـ بیانگر و رمز پـیـونـد نـاگـسـسـتـنـىِ مـعـنـوى و یـگـانـگـى فـکـرى مـیـان رسول خدا(ص ) وامام حسین (ع ) مى باشد.
 
پی نوشت ها:
1-   اعـیـان الشـیـعه ، ج 4، ص 47؛ اعلام الورى (چاپ بیروت )، ص 212؛ بحارالانوار، ج 44، ص 200؛ ارشاد شیخ مفید،ص 181؛ تذکرة الخواص ، ص 210.
2-   ارشـاد شـیـخ مـفـیـد، ص 198؛ اعـلام الورى ، ص 212؛ مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 144.
3-   حیاة الامام الحسین 7، ج 1، ص  38.
4-   اثبات الوصیّه ، نشر رضى ، قم ، ص 140.
5-   
/ 0 نظر / 56 بازدید