☫ عَلِیٌّ وَلِیُّ الله ☫
وِلایَةَ عَلِیِ ابنِ اَبیطالِب حِصنی فََمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی
äæíÓäϐÇä
áíä˜ ÏæÓÊÇä
ØÑÇÍ ÞÇáÈ
ËÇãä ÊÜÜÜã

شهادت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد

حدیث امروز

 

فضیلت دانشطلبى

 

پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)


 
مَنْ سَلَکَ طَریقًایَطْلُبُ فیهِ عِلْمًا سَلَکَ اللّهُ بِهِ طَریقًا إِلَى الْجَنَّةِ... وَ فَضْلُالْعالِمِ عَلَى الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلى سائِرِ النُّجُوملَیْلَةَالْبَدْرِ :


هر که راهى رود که در آن دانشى جوید ،خداوند او را به راهى که به سوى بهشت است ببرد ، و برترى عالِم بر عابد، مانند برترىماه در شب چهارده ، بر دیگر ستارگان است .


مطلب امروز 

 

امیرالمؤمنین علی علیه السلام

 

تأمل در قضاوت

حضرت امیر مؤمنان على(ع) هیچگاه بدون تحقیق قضاوت نمى‏کردند، و حتى پس از تحقیق فوراً رأى خود را اظهار نمى‏داشتند، بلکه تا حدود امکان اظهار نظر را به تأخیر مى‏انداختند و به سبب تأخیر در اظهارنظر، یا متهم از مجازات نجات مى‏یافت، و یا اینکه بیگناهیش به اثبات مى‏رسید، اینجا بد نیست به دو داستان از صدها قضاوت عادلانه امیرالمؤمنین(ع) اشاره کنیم:

داستان اول:

زنى به خدمت آن حضرت شرفیاب شد، و از شوهر خود شکایت کرد و گفت:

شوهرم بدون اجازه من با کنیزم زنا کرده، و حال داد مرا از او بخواهید، حضرت به آن زن فرمود:

ما در این باره تحقیق مى‏کنیم، اگر تو راست گفته‏اى بر شوهرت حد جارى مى‏کنیم، و اگر ثابت شد که تو دروغ گفته و به شوهرت تهمت زده‏اى، تو را تأدیب خواهیم کرد، سپس امام از جاى خود برخواسته و مشغول اداى نماز شد و زن را آزاد گذاشت، آن زن نه ریختن آبروى شوهر خود در ملأ عام، و نه اجراى حد برخود را مى‏خواست، از کار خود پشیمان شده فرصت را غنیمت شمرد و از محضر آن حضرت فرار کرد، با وجودى که حضرت على(ع) مىتوانست او را فوراً بازداشت، و و شوهرش را احضار کند و یکى از آن دو را تازیانه بزند، ولى امام از مجازات مردم متنفر بود، عقده زجر و شکنجه انسانها را نداشت و تا آنجائى که ممکن بود افراد را مورد عفو و مرحمت قرار مى‏داد:

داستان دوم:

عده‏اى از افراد، کنار خرابه‏اى متروکه جسد مرده و آغشته به خون انسانى را یافتند، و در گوشه آن خرابه مرد قصابى بود، و کاردى خون‏آلود به دست داشت، آن افراد فوراً قصاب را به اتهام قتل دستگیر کرده و به خدمت امام على(ع) آوردند، مرد قصاب با نگرانى زیاد در برابر امام اعتراف به قتل کرد، حضرت او را به جرم قتل محکوم به قصاص کرد، اما اجراى حکم را به تأخیر انداخت و تأمل نمود، ناگهان شخصى آمد و عرضه داشت: یا امیرالمؤمنین من قاتلم، وجدانم آزارم مى‏دهد، این قصاب بى‏گناه است و مرا بجاى او گردن بزنید.

در این هنگام امام به مرد قصاب فرمودند: پس چرا تو اعتراف کردى؟! در پاسخ گفت: چون شواهد در قتل این شخص را بنحوى دیدم، که اگر انکار مى‏کردم شاید پذیرفته نمى‏شد، آرى من قاتل نیستم اما در آن لحظه گوسفندى را سر بریده بودم و کاردم خون‏آلود بود، ضمناً جهت قضاى حاجت به آن خرابه رفتم، که ناگهان با جنازه غرق به خون آن مقتول روبرو شدم و چند لحظه بعد مردم به خرابه آمدند و دستگیرم کردند، من دیدم که انکار قتل بى‏نتیجه است و به هر تقدیر محکوم به مرگ خواهم شد، به همین جهت راهى جز اقرار به قتل در برابر خود ندیدم.

حضرت امیرالمؤمنین (ع) قاتل اصلى را که با اعتراف خود، قصاب را نجات داده بود مورد عفو و بخشش قرار داده و فرمود: این قاتل گرچه انسانى را کشته ولى با اقرار خود انسان دیگرى را زنده کرده است و قرآن مجید مى‏فرماید: هر کس جان شخصى را زنده کند، همانند کسى است که جان تمامى مردم را احیا نموده است (و من احیاها فکأنما احیى الناس جمیعاً)(1).

آنچه که در این داستان قابل توجه است، اینکه امام به مجرد اعتراف مرد قصاب، او را نکشته و در اجراى حکم تأمل نمود.


ãæÖæÚ ãÑÊÈØ: ()

ÈэÓȝåÇ: حدیث, حضرت محمد(ص), علم, امیرالمومنین(ع)
چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۳ .:. ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ .:. محب ولایت

.:. Graphic By : SamenTheme // Code By : SibTheme .:.

ÏÑÈÇÑå æÈáǐ

وبلاگ "علی ولی الله" وابسته به گروه اینترنتی "علی ولی الله" است که بصورت ایمیلی تحت یاهو توسط جمعی از عشاق و محبین اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در خصوص نشر معارف شیعه به فعالیت می پردازد. آدرس گروه علی ولی الله ذیلا ایفاد می گردد: http://groups.yahoo.com/group/ali_valiyollah
ãæÖæÚÇÊ æÈ
ÂÑÔíæ ãØÇáÈ
Çã˜ÇäÇÊ æÈ
YA ALI