☫ عَلِیٌّ وَلِیُّ الله ☫

وِلایَةَ عَلِیِ ابنِ اَبیطالِب حِصنی فََمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی

فلسفه و حکمت روزه از منظر اهل بیت علیهم السلام

 

روزه از ابعاد مادى و معنوى، جسمى و روحى داراى فواید فراوانى است.

 روزه در سلامت بدن و پاکسازى آن از انواع غذاها که موجب انواع بیمارى ها می باشد، اثرات فوق العاده اى دارد.

 روزه هم جسم و هم روح را پالایش مى کند. اگر در روزه دارى به تمامى جهات توجه داشته باشیم در پایان ایام روزه دارى، روح و جسمى تزکیه شده خواهیم داشت.

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و روزه

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: المعدة بیت کل داء، والحمئة رأس کل دواء. معده مرکز و خانه هر دردى است و پرهیز و اجتناب  از غذاهای نامناسب و زیاد خوردن  اساس و رأس هر داروى شفا بخش است.

و نیز ایشان در جایى دیگر مى فرماید: صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا. روزه بگیرید تا صحت و سلامتى خویش را تضمین کنید و سفر نمایید تا مالدار شوید، زیرا مسافرت و حمل کالای تجارتى از شهرى به شهرى یا از کشورى به کشور دیگر، باعث رفع نیازمندى هاى جامعه و عمران کشورها مى گردد.

حضرت رسول در روایت دیگرى مى فرماید: لکل شیء زکاة و زکاة الابدان الصیام.(2)
برای هر چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است

 

حضرت على(علیه السلام) و روزه

امام در قسمتى از یکى از خطبه ها مى فرماید : و مجاهدة الصیام فى الایام المفروضات، تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم ، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیفا لقلوبهم ، و اذهابا للخیلاء عنهم و لما فى ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا. (3) با روزه گرفتنهاى دشوار، در روزهایى که واجب است، اندامهایشان با این کار آرام مى گیرد و دیده هایشان خاشع و جانهایشان خوار مى گردد و دلهایشان سبک مى شود و خودبینى از ایشان به وسیله این عبادتها زدوده مى گردد. و با گزاردن چهره هاى شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود را در مقابل خدا خرد مى نمایند و اینکه با روزه دارى شکمها به پشت مى رسند.

 

روزه براى آزمایش اخلاص

حضرت على(علیه السلام) در جاى دیگرى مى فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق. (4)  روزه براى آزمایش نمودن اخلاص مردم است.

یکى از دلایل وجوب روزه براى مردم، آزمایش اخلاص مردم است. چرا که روزه در ایجاد اخلاص عمل بسیار مؤثر است.

 

روزه سپر در مقابل عذاب الهی

حضرت در قسمتى دیگر از نهج البلاغه مى فرماید : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب. (5) در این بحث امام یکی از دلایل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهى دانسته اند. یعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

 

امام رضا (علیه السلام) و روزه

وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى پرسند، مى فرماید : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواریهاى گرسنگى و تشنگى را دریابند و آنگاه استدلال کنند بر سختیهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه شعبانیه فرمود: (واذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمة و عطشة). به وسیله گرسنگی و تشنگى از روزه داریتان، گرسنگیها و تشنگیهاى روز قیامت را به یاد آورید، که این یادآوری انسان را به فکر تدارک براى قیامت مى اندازد تا جد و جهد بیشترى در کسب رضاى خدا بنماید. (7)

امام رضا(علیه السلام) در جایى دیگر درباره فلسفه روزه این چنین مى فرماید: علت روزه براى درک درد گرسنگى و تشنگى است تا بنده، ذلیل، متضرع و صابر باشد. همچنین در روزه انکسار و شکستگى شهوات وجود دارد.

آرى روزه از افضل طاعات است. شریعت و احکام الهى تعدیل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها، را توسط روزه میسر ساخته و براى تزکیه و طهارت نفس و تصفیه از اخلاقیات رذیله آن را واجب نموده است. البته مقصود از روزه دارى تنها امساک از خوردن و آشامیدن نیست بلکه غرض نهایى کف نفس مى باشد. همانطور که رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: روزه براى هر فرد سپرى است؛ چرا که روزه دار، سخن زشت نگوید و کارهاى بیهوده انجام ندهد.

پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمنانى بزرگ چون شیطان نفس، رهایى مى دهد. و اگر روزه دار، به چنین مراتبى نرسد، فقط گرسنگى و تشنگى را درک نموده و این پایین ترین درجه روزه دارى مى باشد.

 

پى نوشت:

 ارکان اسلام، ص 108

 2- کافى، ج 4، ص 62

3 ـ نهج البلاغه، خطبه 192

4- نهج البلاغه، حکمت 252

5- نهج البلاغه، خطبه 110

6 ـ وسائل

7- همان، ص 4

8- علل الشرایع، شیخ صدوق، بخش روزه

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٧:۳٢ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

بخاطر بسپارید،‌ بوسیله درک گرسنگی و تشنگی در آن ماه( ماه مبارک رمضان)، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را.

چهل حدیث رمضان- حدیث سی و پنج ام

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

السلام علیک یا بقیه الله

 

ÇÏÇãå ãØáÈ
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٥:٤٤ ‎ق.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودند:

اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ.

قلب خود را از کینه دیگران پاک کن،‌ تا قلب آنها از کینه تو پاک شود.

الامالی، جلد 2، صفحه 174

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ

شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده ‏اید به کار پسندیده فرمان مى ‏دهید و از کار ناپسند بازمى ‏دارید و به خدا ایمان دارید

سورة أل عمران آیه 110

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٧:۳٧ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

گشایش دروازه های آسمان در کلام امیرمومنان  علیه السلام

 ترجمه و توضیح: علی اکبر مظاهری

خطبه 130 نهج البلاغه: ابوذر، بی نیاز از توصیف است، همو که همه مسلمانان و نیز کثیری از جهانیان وی را می ستایند و احرار و ابرار، و عدالتخواهان و ستم ستیزان، از هر مسلک و مرام، از روح بزرگ و همت بلند و اندیشه آرمانگرای وی، الهام می گیرند و منش و روش بی باکانه و دلیرانه او را سرمشق تلاش و ستیز خویش در مسیر مبارزه باتباهی ها و تباهی گران می سازند. وجود ابوذرها که هستی نامانای این جهانی خویش را به پای هستی مانای آن جهانی، قربانی می کنند و ارزشهای الهی را برتر از همه چیز می نشانند و همه چیز خود را بر سر این آرمان می نهند به فلسفه هستی و هدف آفرینش انسان، معنا می بخشند. مدینه بعد از پیامبر, ابوذر را برنمی تابید و وی را به سوی دمشق می فرستاد. دمشق نیز تاب ابوذر را نداشت و او را به جانب مدینه باز می فرستاد.. . تا اینکه «ربذه» آن سرزمین هولناک، با آن شن های تفتیده و هوای آتشناکش، میزبان صحابی ارجدار و خروشناک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در واپسین روزهای حیات این جهانی اش شد. پیامبر, پیشترها، خبر این واقعه را به ابوذر داده بود و نشانی ربذه را به وی نمایانده بود. بدرقه این تبعیدی انقلابی رنجبر و سرفراز، ممنوع اعلام شده بود. امیر انقلابیان و رنجبران سرفراز(علیه السلام) به فرزندان خویش حسن و حسین (علیهم السلام) فرمود: مهیای بدرقه عموی تان ابوذر شوید. به عمار و اندکی دیگر از یاران نیز همین فرمان را داد. و این چند نفر که عصاره فضیلتهای اولاد آدم بودند و اگر اینان نبودند، زمین، اهلش را می بلعید و آسمان، بر زمین، آتش می بارید ابوذر را تا بیرون مدینه، بدرقه کردند. و «مروان» را، که مامور منع مردمان از بدرقه بود و به بدرقه این رادمردان اعتراض کرد، امیر مومنان(علیه السلام) به پوزه اش زد و بازش گرداند! هنگامه وداع، هر یک از آن یاران کم شمار، سخنی با ابوذر گفتند. و امیر مومنان(علیه السلام) با آن صحابی نامدار پیامبر و یار رازدار خویش، چنین فرمود: ای ابوذر! تو برای خداوند، خشمناک شدی (و اعمال اینان را، که دین خدا را اسیر کردند و آن را به هواهای نفسانی شان آلودند و سنتهای رسول الله(صلی الله علیه و آله) را میرانده اند و بدعتهای خودساخته شان را به جای آنها نشانده اند، برنتافتی و برآشفتی و بر آنان تاختی) اکنون امیدت به همو باشد که به خاطر او خشم گرفتی. اینان برای «دنیا» شان از تو ترسیدند و اما تو برای «دین» ات از آنان هراسیدی! پس, اینک آنچه را که از تو به خاطر آن ترسیدند، برایشان واگذار و نزدشان افکن و آنچه را که برایش هراسیدی، برگیر و از آنان بگریز! وه! که اینان به آنچه از وصول به آن، بازشان می داشتی، چه سخت محتاج اند! و اما تو از چیزی که آنان از تو دریغ می داشتند، چه بی نیازی! و به زودی خواهی یافت که فردا، برنده کیست و آن که بر او بیشتر حسد برند و بر مقامش حسرت خورند، کدام است. (ای ابوذرم! این سنت حتمی الهی را بازگویمت که:) اگر آسمانها و زمینها (و تمامی کواکب و کهکشانها) به روی بنده ای بسته شوند (و همه راه ها و درها، به نظر, بسته آیند و هیچ راه نجاتی فرادید آدمی نیاید) آنک، آن بنده، خد ارا تقوا ورزد و پارسایی را پیشه سازد، خداوند، به حتم، از میان آن آسمانها و زمینها (و از لابه لای بلاها و در پیچاپیچ تنگناها) راهی به روی او می گشاید و وی را از تنگناها می رهاند! (پس، اینک که چنین است و پیروزی و فلاح حتمی، از آن متقین است و شکست و نکبت، گریبانگیر ظالمین است؛ ای ابوذر!) چیزی جز «حق» مونست نباشد و جز با حق، انس مگیر. و چیزی جز «باطل» به وحشتت نیفکند و جز از ناحق مگریز! تو اگر دنیاشان را می پذیرفتی (و بر سیه کاریها و ستمگریهاشان سکوت می ورزیدی) دوستت می داشتند. و اگر در دنیاشان شریک می شدی (و در حرامخواریهاشان با ایشان همپیاله می گشتی) امانت می دادند و امنیت می انگاشتند!

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

کردند به هم بسی مدارا

تا راز نگردد آشکارا

بادی که ز عاشقی اثر داشت

برقع ز جمال عشق برداشت

کردند شکیب تا بکوشند

وان عشق برهنه را بپوشند

در عشق شکیب کی کند سود

خورشید به گِل نشاید اندود

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ دوشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ۸:۳۳ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

ویژه نامه ی میلاد حضرت زین العابدین امام سجّاد علیه السلام

ÇÏÇãå ãØáÈ
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

بسم رب العباس
 
 
 
 
ویژه نامه ی میلاد باسعادت حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام)
 
شنبه 4 شعبان 1434
برابر با 2 تیر 1394 
 
السلام علیک یا ابوالفضل العباس
 


ÇÏÇãå ãØáÈ
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٩:٥۳ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

بسم رب الحسین 
 
 
 
ویژه نامه ی میلاد باسعادت حضرت امام حسین
(علیه السلام)
 
جمعه 3 شعبان 1434
برابر با 1 خرداد 1394 
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
 
 


ÇÏÇãå ãØáÈ
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

قالَ الاِْمامُ السَّجّادُعلیه السلام:

مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیا.

هر که کرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنیا را پَست انگارد.

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٢:٢٦ ‎ق.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

کرامت انسانى امام علی(علیه السلام)

بر اساس سخنان آن حضرت کرامت انسانى زیر بناى بسیارى از مراتب بالاى انسانى است؛ و اساس ترقى و تکامل انسان به حساب مى‏آید.

آن حضرت مى‏فرمایند: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته‏» (1) . «کسیکه داراى کرامت نفس باشد شهوات در پیش او بى ارزش خواهند بود».

و یا مى‏فرماید «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة‏».(2)  «کسى که براى خود ارزش و کرامت قائل باشد خود را به معصیت و گناه، زبون و خوار نمى‏کند».

و در جاى دیگر مى‏فرماید: «عالم کسى است که قدر خویش را بشناسد و از جهل و نادانى انسان همین بس که ارزش خود را نداند».

و در نامه 31 نهج البلاغه مى‏فرماید. «نفس خود را از پستى گرامى بدار، هر چند تو را بدانچه خواهى رساند، چه آنچه را از خود بر سر این کار مى‏نهى هرگز به تو برنگردد».

- ارجمندى با دشواریهاست.(3)

- از هر که خواهى بى نیاز شوی مانندش باش و نیازمند هر که خواهى بشوی اسیرش باش

پى ‏نوشتها:

1)حکمت 449 نهج البلاغه

2)مستدرک الوسایل ج 11 باب 41

3)غررالحکم ج 1

نهج البلاغه، دکتر سید جعفر شهیدى

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ٥:٢۸ ‎ق.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

کدخدای دوسرا

 

فرودین آمد با حشمت و با جاه و فرا

چون بهشت ارم آرا است همه بوم و برا

شه نوروز چو زد تکیه بر اورنگ حمل

پر گل و غنچه شد از خاور تا باختر

گوییا باد صبا می‌وزد از خلدبرین

که فضا گشته پر از عنبر و مشک تترا

سنبل تر چو عروسان چمن بر سر شاخ

زلفکان تافته و بافته بر یکدگرا

گر سخن چین نبود سوسن آزاده به باغ

صد زبان از چه نهان کرده ز پاتا به سرا

گر نظر باز نباشد به چمن نرگس مست

از ریاحین ز چه یک لحظه نگیرد نظرا

گل سوری چو یکی شعبده باز تردست

برباید دل عشاق به هر رهگذرا

ارغوان حله‌ی حمرا ز طرب کرده ببر

محو آرایش خود کرده به گلشن همه را

صبحدم گر گذری طرف گلستان بینی

به رخ گل چکد از دیده‌ی بلبل گهرا

همه گویند که این ژاله بود لیکن عشق

گوید این اشک روان باشد و آب بصرا

سبزه از باد بهاری شده رقاص چمن

گاه سر بر کف پا ساید و گه پا بر سرا

رازقی گویی پاشد به هوا عطر و گلاب

یاس پنداری ریزد به زمین مشک ترا

نسترن هم‌چو قمر جلوه‌گر گل‌ها شد

نی غلط گفتم کاین جلوه ندارد قمرا

مطربا پرده بگردان و بزن راه حجاز

تا من امروز کنم مدحت فخر بشرا

کدخدای دوسرا صهر نبی آیت حق

نور مصباح هدی یاور پیغامبرا

از علی رایت اسلام برافراشته شد

از علی نام خدا شد به جهان منتشرا

از علی اسم هبل محو شد از روی زمین

از علی خانه‌ی عزی شده زیر و زبرا

جز علی واسطه‌ی واجب و ممکن کس نیست

راز بسیار نهان گشته در این مختصرا

ای علی ای شده از بود تو عالم موجود

گر نبودی تو ز مخلوق نبودی اثرا

تو همان آینه‌ی ذات خدایی بی شک

که در آن آینه حق شد به جهان جلوه‌گرا

انبیا جمله گل گلشن اسرار حق‌اند

لیک در گلشن توحید تو هستی ثمرا

قاصد از حق طلبد باز که شب‌ها ز شرف

گسترد بر سر ایران همه گه بال و پرا

 

«محمد جعفر اسلامی (قاصد

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ۱:۳۱ ‎ق.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()

 

 
 عید سعید مبعث رسول مکرم اسلام مبارک باد
 


ÇÏÇãå ãØáÈ
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٤ÓÇÚÊ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ÊæÓØ محب ولایت äÙÑÇÊ ()


Design By : Pichak