☫ عَلِیٌّ وَلِیُّ الله ☫

وِلایَةَ عَلِیِ ابنِ اَبیطالِب حِصنی فََمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی

شیعه یعنى شوق، یعنى انتظار

شیعه یعنى شوق، یعنى انتظار

صاحب آیینه تا صبح بهار

شیعه یعنى صاحب پا در رکاب

تا که خورشید افکند رخ از نقاب

فاش مى ‏بینم ملائک صف به صف

این غزل خوانند با تنبور و دف

عشقبازان، شور و حال آمد پدید

میم و حاى و میم و دال آمد پدید

شب نشینان دیده را روشن کنید

آن مه فرخنده حال آمد پدید

آمد آن روزى که در نا باورى

سرزند از غرب مهر خاورى

راستین مردى رسید با تیغ کج

شیعیان الصبر مفتاح الفرج

چیست آن تیغ سفید آفتاب

بى ‏گمان لاسیف إلّا ذوالفقار

حیدر از محراب بیرون مى ‏زند

شب نشینان را شبیخون مى ‏زند

آفتاب، اى آفتاب، اى آفتاب

از نگاه بندگانت رخ متاب

از فروغت دیده ادراک چاک

از فراغت، اشک مدفون زیر خاک

آفتاب شیعه از مغرب درآ

بار دیگر سرزن از غار حرا

بت پرستان ترکتازى مى ‏کنند

با کلام الله بازى مى ‏کنند

تیغ بر کش تا تماشایت کنند

تا که نتوانند حاشایت کنند

پاک کن از دامن دین ننگ را

این عروسک ‏هاى رنگارنگ را

این سخن کوتاه کردم والسلام

شیعه، یعنى تیغ بیرون از نیام‏

 

مرحوم محمد رضا آغاسى

نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سورة القلم

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ

ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ﴿١ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ ﴿٢ وَإِنَّ لَکَ لَأَجْرًا غَیْرَ مَمْنُونٍ ﴿٣ وَإِنَّکَ لَعَلَىٰخُلُقٍ عَظِیمٍ ﴿۴ فَسَتُبْصِرُ وَیُبْصِرُونَ ﴿۵ بِأَییِّکُمُ الْمَفْتُونُ ﴿۶ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ ﴿٧ فَلَا تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ ﴿٨ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ ﴿٩ وَلَا تُطِعْ کُلَّ حَلَّافٍ مَّهِینٍ ﴿١٠ هَمَّازٍ مَّشَّاءٍ بِنَمِیمٍ ﴿١١ مَّنَّاعٍ لِّلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ ﴿١٢ عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِکَ زَنِیمٍ ﴿١٣ أَن کَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِینَ﴿١۴ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِ آیَاتُنَا قَالَ أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿١۵ سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ﴿١۶ إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ کَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِینَ ﴿١٧ وَلَا یَسْتَثْنُونَ ﴿١٨ فَطَافَ عَلَیْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّکَ وَهُمْ نَائِمُونَ ﴿١٩ فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ﴿٢٠ فَتَنَادَوْا مُصْبِحِینَ ﴿٢١ أَنِ اغْدُوا عَلَىٰ حَرْثِکُمْ إِن کُنتُمْ صَارِمِینَ ﴿٢٢ فَانطَلَقُوا وَهُمْ یَتَخَافَتُونَ ﴿٢٣ أَن لَّا یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُم مِّسْکِینٌ ﴿٢۴ وَغَدَوْا عَلَىٰ حَرْدٍ قَادِرِینَ ﴿٢۵ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ﴿٢۶ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿٢٧ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ ﴿٢٨ قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ ﴿٢٩ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ یَتَلَاوَمُونَ ﴿٣٠ قَالُوا یَا وَیْلَنَا إِنَّا کُنَّا طَاغِینَ ﴿٣١ عَسَىٰ رَبُّنَا أَن یُبْدِلَنَا خَیْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ ﴿٣٢ کَذَٰلِکَ الْعَذَابُ ۖ  وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ ۚ  لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿٣٣ إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِیمِ﴿٣۴ أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ ﴿٣۵ مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ ﴿٣۶ أَمْ لَکُمْ کِتَابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ ﴿٣٧ إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَمَا تَخَیَّرُونَ ﴿٣٨ أَمْ لَکُمْ أَیْمَانٌ عَلَیْنَا بَالِغَةٌ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ ۙ إِنَّ لَکُمْ لَمَا تَحْکُمُونَ ﴿٣٩ سَلْهُمْ أَیُّهُم بِذَٰلِکَ زَعِیمٌ﴿۴٠ أَمْ لَهُمْ شُرَکَاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکَائِهِمْ إِن کَانُوا صَادِقِینَ ﴿۴١ یَوْمَ یُکْشَفُ عَن سَاقٍ وَیُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا یَسْتَطِیعُونَ ﴿۴٢ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۖ  وَقَدْ کَانُوا یُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ﴿۴٣ فَذَرْنِی وَمَن یُکَذِّبُ بِهَـٰذَا الْحَدِیثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۴۴ وَأُمْلِی لَهُمْ ۚ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ ﴿۴۵ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ﴿۴۶ أَمْ عِندَهُمُ الْغَیْبُ فَهُمْ یَکْتُبُونَ ﴿۴٧ فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلَا تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰوَهُوَ مَکْظُومٌ ﴿۴٨ لَّوْلَا أَن تَدَارَکَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ ﴿۴٩ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿۵٠ وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون ﴿۵١ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵٢

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظِیم

 

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند ﴿1 [که‌] تو، به لطف پروردگارت، دیوانه نیستى ﴿2 و بى‌گمان، تو را پاداشى بى ‌منت خواهد بود ﴿3 و راستى که تو را خویى والاست ﴿4 به زودى خواهى دید و خواهند دید ﴿5 [که‌] کدام یک از شما دستخوش جنونید ﴿6 پروردگارت خود بهتر مى‌داند چه کسى از راه او منحرف شده، و [هم‌] او به راه یافتگان داناتر است ﴿7 پس، از دروغزنان فرمان مبر ﴿8 دوست دارند که نرمى کنى تا نرمى نمایند ﴿9 و از هر قسم خورنده فرو مایه‌اى فرمان مبر ﴿10 [که‌] عیبجوست و براى خبرچینى گام برمى‌دارد ﴿11 مانع خیر، متجاوز، گناه پیشه ﴿12 گستاخ، [و] گذشته از آن زنازاده است ﴿13 به صرف اینکه مالدار و پسردار است ﴿14 چون آیات ما بر او خوانده شود، گوید: «افسانه ‌هاى پیشینیان است» ﴿15 زودا که بر بینى‌اش داغ نهیم [و رسوایش کنیم] ﴿16 ما آنان را همان گونه که باغداران را آزمودیم، مورد آزمایش قرار دادیم، آنگاه که سوگند خوردند که صبح برخیزند و [میوه‌] آن [باغ‌] را حتماً بچینند ﴿17 و[لى‌] «ان شاء الله» نگفتند ﴿18 پس در حالى که آنان غنوده بودند، بلایى از جانب پروردگارت بر آن [باغ‌] به گردش در آمد ﴿19 و [باغ،] آفت زده [و زمین بایر] گردید ﴿20 پس [باغداران‌] بامدادان یکدیگر را صدا زدند ﴿21 که: «اگر میوه مى ‌چینید، بامدادان به سوى کشت خویش روید» ﴿22 پس به راه افتادند و آهسته به هم مى‌گفتند ﴿23 که: «امروز نباید در باغ بینوایى بر شما در آید» ﴿24 و صبحگاهان در حالى که خود را بر منع [بینوایان‌] توانا مى ‌دیدند، رفتند ﴿25 و چون [باغ‌] را دیدند، گفتند: «قطعاً ما راه گم کرده‌ایم ﴿26 [نه‌] بلکه ما محرومیم ﴿27 خردمندترینشان گفت: «آیا به شما نگفتم: چرا خدا را به پاکى نمى‌ستایید؟ ﴿28 گفتند: «پروردگارا، تو را به پاکى مى‌ستاییم، ما واقعاً ستمگر بودیم» ﴿29 پس بعضى‌ شان رو به بعضى دیگر آوردند و همدیگر را به نکوهش گرفتند ﴿30 گفتند: «اى واى بر ما که سرکش بوده‌ ایم ﴿31 امید است که پروردگار ما بهتر از آن را به ما عوض دهد، زیرا ما به پروردگارمان مشتاقیم ﴿32 عذاب [دنیا] چنین است، و عذاب آخرت، اگر مى‌ دانستند قطعاً بزرگتر خواهد بود ﴿33 براى پرهیزگاران، نزد پروردگارشان باغستان هاى پر ناز و نعمت است ﴿34 پس آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد؟ ﴿35 شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌ کنید؟ ﴿36 یا شما را کتابى هست که در آن فرا مى ‌گیرید ﴿37 که هر چه را برمى ‌گزینید، براى شما در آن خواهد بود؟ ﴿38 یا اینکه شما تا روز قیامت [از ما] سوگندهایى رسا گرفته ‌اید که هر چه دلتان خواست حکم کنید؟ ﴿39 از آنان بپرس: کدامشان ضامن این [ادعا]یند؟ ﴿40 یا شریکانى دارند؟ پس اگر راست مى‌ گویند شریکانشان را بیاورند ﴿41 روزى که کار، زار [و رهایى دشوار] شود و به سجده فرا خوانده شوند و در خود توانایى نیابند ﴿42 دیدگانشان به زیر افتاده، خوارى آنان را فرو مى‌گیرد، در حالى که [پیش از این‌] به سجده دعوت مى‌ شدند و تندرست بودند ﴿43 پس مرا با کسى که این گفتار را تکذیب مى ‌کند واگذار. به تدریج آنان را به گونه ‌اى که در نیابند [گریبان‌] خواهیم گرفت ﴿44 و مهلتشان مى ‌دهم، زیرا تدبیر من [سخت‌] استوار است ﴿45 آیا از آنان مزدى درخواست مى‌ کنى، و آنان خود را زیر بار تاوان، گرانبار مى ‌یابند؟ ﴿46 یا [علم‌] غیب پیش آنهاست و آنها مى ‌نویسند؟ ﴿47 پس در [امتثال‌] حکم پروردگارت شکیبایى ورز، و مانند همدم ماهى [=یونس‌] مباش، آنگاه که اندوه زده ندا درداد ﴿48 اگر لطفى از جانب پروردگارش تدارک [حال‌] او نمى‌کرد، قطعاً نکوهش شده بر زمین خشک انداخته مى ‌شد ﴿49 پس پروردگارش وى را برگزید و از شایستگانش گردانید ﴿50 و آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند، و مى ‌گفتند: «او واقعاً دیوانه ‌اى است» ﴿51 و حال آنکه [قرآن‌] جز تذکارى براى جهانیان نیست ﴿52

راست گفت خداوند بلند مرتبه و با عظمت

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

در ازل بست دلم بر سر زلفت پیوند

تا ابد سر نکشد و ز سر پیمان نرود

آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود از دل و از جان نرود

 

وقتی که عاشقی بیداد می کند ...

شرط رسیدن به ولایت خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه

رابطه بین ما با محبوب های حقیقی فقط گزاره ادبی و شاعرانه نیست؛ بلکه حقیقت ثابت است. آدمی آنگاه که کسی را دوست میدارد، دلش میخواهد محبوبش نیز به یاد او باشد. این فقط آرمانی شاعرانه نیست. قرآن میفرماید: فاذکرونی اذکرکم(بقره/152)؛ به یاد من باشید تا به یادتان باشم ...

حافظ (علیه الرحمه) در بیتی می گوید:

گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند

نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

یکی از اصحاب امامان(علیهم السلام) خدمت امامش مشرف شد و گفت: آقا! می خواهم بدانم موقعیت من نزد شما چگونه است؟

فرمود: ببین موقعیت ما نزد تو چه اندازه است به همان اندازه ای که تو به ما اهمیت میدهی، ما هم به تو اهمیت می دهیم. به همان اندازه که تو به یاد ما باشی، ما هم به یاد تو هستیم.

این رابطه ای واقعی است. نمیشود آدمی به یاد خدا نباشد؛ اما توقع داشته باشد که خدا مثل اولیای خاص خودش به او توجه کند. رابطه ای طرفینی است. سر رشته را که تکان میدهد، آن طرف هم تکان میخورد. اگر میخواهی ارتباط محفوظ باشد، کلید ارتباط دست توست. دکمه توجه را فشار بده تا بی درنگ ارتباط برقرار شود. راه دوری در پیش نیست؛ بلکه توجهی خالصانه کافی است.

 

بهره جویی از شادابی  جوانی

            دوران جوانی، بهترین وقتی است که انسان میتواند معانی و مفاهیم عاشقانه را درک کند؛ نه زودتر از دوران جوانی میتواند این مفاهیم را درک کند، نه در وقت پیری؛ چرا که در این دو دوران، قدرت درک این معانی والا درآدمی وجود ندارد. تا جوان هستید، بکوشید عشق خدا و اولیای او را دلهایتان  زنده کنید. اگر درخت عشق را در جوانی در دلهایتان بارور کردید، تا پایان عمر، بلکه تا ابد، سرمایه ای تمام نشدنی خواهید داشت؛

سعدی میفرماید:

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

سرمایه ای عظیم که همه جا گره گشا خواهد بود؛ هم برای رفع مشکلات و دور شدن از فتنه ها و بلاهای دنیا، و هم برای توفیق های معنوی و آخرتی مفید است آدمی سراپا نیاز است، اما همه نیازهای او با این وسیله، یعنی با عشق محبت اهل بیت(علیهم السلام) برطرف میشود. شما جوانان می توانید در سایه عشق ورزی به خدا و اولیای خدا به مقامی برسید که خداوند متعال و همچنین اولیائش، با اذن و اراده خدا، شما را در دست خودشان بچرخانند. چه خوب است که مولا و محبوب ما، سر رشته امور ما را در دست بگیرد و آنگونه که دلش و ولایت خاص شما میخواهد، تدبیر فرماید. اگرشما اختیارتان را به دست او بدهید، او این کار را خواهدکرد و به عهده خواهد گرفت.

مواظب باشید دلی را که این قدر ارزش دارد، به رایگان از دست ندهید. دلهایتان را به کسانی که ارزش محبت ندارند، نسپارید این دل پاک را به کسی بدهید که دلدار واقعی باشد و قدر دلتان را بداند؛ دلداری که هیچ طمعی در شما نداشته باشد، و در همه جا نیز یار شما باشد؛ رفیق شفیقی که هرگاه صدایش بزنید، پاسخ دهد هرکاری از دستش برآید، برای سعادت شما انجام دهد؛ یاوری در  اوج وفاداری که همه خوبی ها را یکجا داشه باشد. آری، از بزرگ ترین نعمت های خدا این است که چنین کسانی را به ما معرفی کرده است.

برگرفته از کتاب آفتاب ولایت

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سورة الفجر (سوره امام حسین علیه السلام)

 

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ

وَالْفَجْرِ ﴿1﴾ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿٢ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿٣ وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ﴿۴ هَلْ فِی ذَٰلِکَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ ﴿۵ أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعَادٍ ﴿۶ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿٧ الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ ﴿٨ وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ﴿٩ وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ ﴿١٠ الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ ﴿١١ فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ﴿١٢ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذَابٍ ﴿١٣ إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ ﴿١۴ فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ ﴿١۵ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ ﴿١۶ کَلَّا ۖ بَل لَّا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ ﴿١٧ وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿١٨ وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلًا لَّمًّا﴿١٩ وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا ﴿٢٠ کَلَّا إِذَا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا﴿٢١ وَجَاءَ رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا ﴿٢٢ وَجِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ۚیَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّىٰ لَهُ الذِّکْرَىٰ ﴿٢٣ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی ﴿٢۴ فَیَوْمَئِذٍ لَّا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ﴿٢۵ وَلَا یُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ﴿٢۶ یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿٢٧ ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً ﴿٢٨ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی﴿٢٩ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿٣٠

صَدَقَ اللهَ العَلِیُّ العَظِیم

 

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

سوگند به سپیده ‌دم﴿1﴾ و به شب هاى دهگانه ﴿2﴾ و به جفت و تاق ﴿3﴾ و به شب، وقتى سپرى شود ﴿4﴾ آیا در این، براى خردمند [نیاز به‌] سوگندى [دیگر] است؟ ﴿5﴾ مگر ندانسته ‌اى که پروردگارت با عاد چه کرد؟ ﴿6﴾ با عمارات ستون‌ دار ارم ﴿7﴾ که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟ ﴿8﴾ و با ثمود، همانان که در درّه، تخته‌سنگ ها را مى ‌بریدند؟ ﴿9﴾ و با فرعون، صاحب خرگاه ‌ها [و بناهاى بلند]؟ ﴿10﴾ همانان که در شهرها سر به طغیان برداشتند ﴿11﴾ و در آنها بسیار تبهکارى کردند ﴿12﴾ [تا آنکه‌] پروردگارت بر سر آنان تازیانه عذاب را فرونواخت ﴿13﴾ زیرا پروردگار تو سخت در کمین است ﴿14﴾ اما انسان، هنگامى که پروردگارش وى را مى ‌آزماید، و عزیزش مى ‌دارد و نعمت فراوان به او مى ‌دهد، مى ‌گوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است ﴿15﴾ و اما چون وى را مى ‌آزماید و روزى ‌اش را بر او تنگ مى‌ گرداند، مى ‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است ﴿16﴾ ولى نه، بلکه یتیم را نمى ‌نوازید ﴿17﴾ و بر خوراک‌[دادن‌] بینوا همدیگر را بر نمى ‌انگیزید ﴿18﴾ و میراث [ضعیفان‌] را چپاولگرانه مى‌ خورید ﴿19﴾ و مال را دوست دارید، دوست داشتنى بسیار ﴿20﴾ نه چنان است، آنگاه که زمین، سخت در هم کوبیده شود ﴿21﴾ و [فرمان‌] پروردگارت و فرشته‌[ها] صف ‌در صف آیند ﴿22﴾ و جهنم را در آن روز [حاضر] آورند، آن روز است که انسان پند گیرد؛ و[لى‌] کجا او را جاى پندگرفتن باشد؟ ﴿23﴾ گوید: «کاش براى زندگانى خود [چیزى‌] پیش فرستاده بودم ﴿24﴾ پس در آن روز هیچ کس چون عذاب‌کردن او، عذاب نکند ﴿25﴾ و هیچ کس چون دربندکشیدن او، دربند نکشد ﴿26﴾ اى نفس مطمئنّه ﴿27﴾ خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد ﴿28﴾ و در میان بندگان من درآى ﴿29﴾ و در بهشت من داخل شو ﴿30﴾

راست گفت خداوند بلند مرتبه و با عظمت

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سیمای امام علی علیه السلام در شعر شاعران

 

سعدی و فرصت جوانی

یکی از عوامل مهم موفقیت، بهره برداری درست از شرایط و فرصت های مناسب است و جوانی، یکی از اساسی ترین این فرصت ها به شمار می رود. بر این اساس، پیشوایان دین بر بهره برداری درست از فرصت جوانی تأکید کرده اند.

امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:«پیش از آنکه فرصت از دست رود و مایه اندوهت شود، آن را غنیمت شمار.» سعدی نیز با الهام از سخن آن بزرگوار می گوید:

که فردا جوانی نیاید ز پیر

جوانا! ره طاعت امروز گیر

 

که هر روزش از پی شب قدر بود

قضا روزگاری ز من در ربود

 

بدانستم اکنون که در باختم

من آن روز را قدر نشناختم

آن حضرت درباره کسانی که از نعمت جوانی بهره کافی نبرده اند، می فرماید: «آنها در ایام سلامت بدن، سرمایه ای فراهم نکردند و در اولین فرصت ها درس عبرتی گرفتند

آیا کسی که جوان است، جز پیری، آینده ای را انتظار دارد؟

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سورة الطارق

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ

وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ (1) وَ مَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ (2) النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3) إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ (4) فَلْیَنظُرْ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ (5) خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ (6) یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ و َالتَّرَائِبِ (7) إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِر ٌ(8) یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (9) فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لَا نَاصِرٍ (10) وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ (11) وَ الْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ (12) إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13) وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ (14) إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْدًا (15) وَ أَکِیدُ کَیْدًا (16) فَمَهِّلْ الْکَافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْدًا (17)

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظِیم

 

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد (1) و تو چه دانى که اختر شبگرد چیست؟ (2) آن اختر فروزان (3) هیچ کس نیست مگر اینکه نگاهبانى بر او [گماشته شده‌] است (4) پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟ (5) از آب جهنده‌ اى خلق شده (6) [که‌] از صلب مرد و میان استخوان هاى سینه زن بیرون مى‌آید (7) در حقیقت، او [= خدا] بر بازگردانیدن وى بخوبى تواناست (8) آن روز که رازها [همه‌] فاش شود (9) پس او را نه نیرویى ماند و نه یارى (10) سوگند به آسمان بارش‌انگیز (11) سوگند به زمین شکافدار [آماده کشت] (12) [که‌] در حقیقت، قرآن گفتارى قاطع و روشنگر است (13) و آن شوخى نیست (14) آنان دست به نیرنگ مى ‌زنند (15) و [من نیز] دست به نیرنگ مى‌زنم (16) پس کافران را مهلت ده، و کمى آنان را به حال خود واگذار (17)

راست گفت خداوند بلند مرتبه و با عظمت

نوشته شده در چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سیمای امام علی علیه السلام در شعر شاعران

 

اقبال لاهوری

اقبال لاهوری، مدینه فاضله امام علی علیه السلام را که بر پایه دادگستری و تقوا بنا شده است و همه چیز آن بر محور قرآن و سنت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می گردد، مورد توجه قرار می دهد و می گوید: «آن مردی که فقرش بوی اسداللهی داشته باشد، به مراتب از دارا و اسکندر بهتر است».

اقبال از درگاه خداوند متعالی می خواهد که مسلمانان از سیرت حضرت علی علیه السلام بهره مند شوند: «خداوندا! دل ها را مرکز مهر و وفا کن و با حریم کبریایی خود آشنا ساز. کسی که او را نان جوین دادی، قوّت بازوی حیدر هم به وی ارزانی دار».

سرورش از شراب خانه سازی

بده او را جوان پاک بازی

 

دل او از دو گیتی بی نیازی

قوی بازوی او مانند حیدر

 

نم چشمم به خون لاله آمیز

گلستانی ز خاک من برانگیز

 

نگاهی ده چو شمشیر علی تیز

اگر شایان نِیَم تیغ علی را

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سورة الحاقة

 

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ

الْحَاقَّةُ ﴿١ مَا الْحَاقَّةُ ﴿٢ وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْحَاقَّةُ ﴿٣ کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ ﴿4فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطَّاغِیَةِ ﴿5وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عَاتِیَةٍ ﴿۶ سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِیهَا صَرْعَىٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِیَةٍ ﴿٧ فَهَلْ تَرَىٰ لَهُم مِّن بَاقِیَةٍ ﴿٨ وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِکَاتُ بِالْخَاطِئَةِ ﴿٩ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِیَةً ﴿١٠ إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاکُمْ فِی الْجَارِیَةِ ﴿١١ لِنَجْعَلَهَا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَتَعِیَهَا أُذُنٌ وَاعِیَةٌ ﴿١٢ فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ ﴿١٣ وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُکَّتَا دَکَّةً وَاحِدَةً ﴿١۴ فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿١۵ وَانشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وَاهِیَةٌ ﴿١۶وَالْمَلَکُ عَلَىٰ أَرْجَائِهَا ۚ وَیَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمَانِیَةٌ ﴿١٧ یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَىٰ مِنکُمْ خَافِیَةٌ ﴿١٨ فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُوا کِتَابِیَهْ ﴿١٩إِنِّی ظَنَنتُ أَنِّی مُلَاقٍ حِسَابِیَهْ ﴿٢٠فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رَّاضِیَةٍ ﴿٢١فِی جَنَّةٍ عَالِیَةٍ ﴿٢٢قُطُوفُهَا دَانِیَةٌ ﴿٢٣کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیَّامِ الْخَالِیَةِ ﴿٢۴ وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیَهْ ﴿٢۵وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِیَهْ ﴿٢۶یَا لَیْتَهَا کَانَتِ الْقَاضِیَةَ ﴿٢٧مَا أَغْنَىٰ عَنِّی مَالِیَهْ ۜ ﴿٢٨هَلَکَ عَنِّی سُلْطَانِیَهْ ﴿٢٩خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ﴿٣٠ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ ﴿٣١ثُمَّ فِی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُکُوهُ ﴿٣٢إِنَّهُ کَانَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّـهِ الْعَظِیمِ ﴿٣٣وَلَا یَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿٣۴فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هَاهُنَا حَمِیمٌ ﴿٣۵وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِینٍ﴿٣۶لَّا یَأْکُلُهُ إِلَّا الْخَاطِئُونَ ﴿٣٧فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ ﴿38وَمَا لَا تُبْصِرُونَ ﴿٣٩إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ ﴿۴٠وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ ۚ قَلِیلًا مَّا تُؤْمِنُونَ ﴿۴١وَلَا بِقَوْلِ کَاهِنٍ ۚ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ ﴿۴٢تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۴٣وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ ﴿۴۴لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ﴿۴۵ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ ﴿۴۶فَمَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِینَ ﴿۴٧وَإِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِّلْمُتَّقِینَ ﴿۴٨وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنکُم مُّکَذِّبِینَ ﴿۴٩وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿۵٠وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ ﴿۵١فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿۵٢

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظِیم

 

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

آن رخ دهنده ﴿1 چیست آن رخ دهنده؟ ﴿2 و چه دانى که آن رخ دهنده چیست؟ ﴿3ثمود و عاد، آن حادثه کوبنده را تکذیب کردند ﴿4اما ثمود به [سزاى‌] سرکشى [خود] به هلاکت رسیدند ﴿5و اما عاد، به [وسیله‌] تندبادى توفنده سرکش هلاک شدند ﴿6[که خدا] آن را هفت شب و هشت روز پیاپى بر آنان بگماشت: در آن [مدت‌] مردم را فرو افتاده مى ‌دیدى، گویى آنها تنه ‌هاى نخل هاى میان تهى ‌اند ﴿7آیا از آنان کسى را بر جاى مى ‌بینى؟ ﴿8و فرعون و کسانى که پیش از او بودند و [مردم‌] شهرهاى سرنگون شده [سدوم و عاموره‌] مرتکب خطا شدند ﴿9و از امر فرستاده پروردگارشان سرپیچى کردند، و [خدا هم‌] آنان را به گرفتنى سخت، فرو گرفت ﴿10ما، چون آب طغیان کرد، شما را بر کشتى سوار نمودیم ﴿11تا آن را براى شما [مایه‌] تذکرى گردانیم و گوش هاى شنوا آن را نگاه دارد ﴿12پس آنگاه که در صور یک بار دمیده شود ﴿13و زمین و کوه ‌ها از جاى خود برداشته شوند و هر دوى آنها با یک تکان ریز ریز گردند ﴿14پس آن روز است که واقعه [آنچنانى‌] وقوع یابد ﴿15و آسمان از هم بشکافد، و در آن روز است که آن از هم گسسته باشد ﴿16و فرشتگان در اطراف [آسمان‌]اند، و عرش پروردگارت را آن روز، هشت [فرشته] بر سر خود بر مى ‌دارند ﴿17در آن روز، شما [به پیشگاه خدا] عرضه مى ‌شوید، [و] پوشیده ‌اى از شما پوشیده نمى ‌ماند ﴿18اما کسى که کارنامه ‌اش به دست راستش داده شود، گوید: «بیایید و کتابم را بخوانید ﴿19من یقین داشتم که به حساب خود مى ‌رسم ﴿20پس او در یک زندگى خوش است ﴿21در بهشتى برین ﴿22[که‌] میوه هایش در دسترس است ﴿23بخورید و بنوشید، گواراتان باد، به [پاداش‌] آنچه در روزهاى گذشته انجام دادید ﴿24و اما کسى که کارنامه ‌اش به دست چپش داده شود، گوید: «اى کاش کتابم را دریافت نکرده بودم ﴿25و از حساب خود خبردار نشده بودم ﴿26اى کاش آن [مرگ‌] کار را تمام مى‌کرد ﴿27مال من، مرا سودى نبخشید ﴿28قدرت من از [کف‌] من برفت ﴿29[گویند:] بگیرید او را و در غل کشید ﴿30آنگاه میان آتشش اندازید ﴿31پس در زنجیرى که درازى آن هفتاد گز است وى را در بند کشید ﴿32چرا که او به خداى بزرگ نمى ‌گروید ﴿33و به اطعام مسکین تشویق نمى ‌کرد ﴿34پس امروز او را در اینجا حمایتگرى نیست ﴿35و خوراکى جز چرکابه ندارد ﴿36که آن را جز خطاکاران نمى ‌خورند ﴿37پس نه [چنان است که مى‌ پندارید]، سوگند یاد مى ‌کنم به آنچه مى ‌بینید ﴿38و آنچه نمى ‌بینید ﴿39که [قرآن‌] قطعاً گفتار فرستاده ‌اى بزرگوار است ﴿40و آن گفتار شاعرى نیست [که‌] کمتر [به آن‌] ایمان دارید ﴿41و نه گفتار کاهنى [که‌] کمتر [از آن‌] پند مى ‌گیرید ﴿42[پیام‌] فرودآمده ‌اى است از جانب پروردگار جهانیان ﴿43و اگر [او] پاره ‌اى گفته‌ ها بر ما بسته بود ﴿44دست راستش را سخت مى ‌گرفتیم﴿45سپس رگ قلبش را پاره مى ‌کردیم ﴿46و هیچ یک از شما مانع از [عذاب‌] او نمى ‌شد ﴿47و در حقیقت، [قرآن‌] تذکارى براى پرهیزگاران است ﴿48و ما به راستى مى‌ دانیم که از [میان‌] شما تکذیب‌کنندگانى هستند ﴿49و آن واقعاً بر کافران حسرتى است ﴿50و این [قرآن‌]، بى‌شبهه، حقیقتى یقینى است ﴿51پس به [پاس‌] نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى ﴿52

راست گفت خداوند بلندمرتبه و با عظمت

نوشته شده در دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سیمای امام علی علیه السلام در شعر شاعران

 

ناصر خسرو قبادیانی

در زبان فارسی، نخستین شاعری که شعر را در خدمت اخلاق و در راستای اندیشه های مکتبی قرار داد، ناصر خسرو بود. در سراسر دیوان او، در وصف معشوق و حتی دل بستگی های عادی زندگی سخنی به میان نیامده است و هر چه هست، سخن از عقل و اعتقاد و حقیقت نگری است.

در دیوان او بیت:

نه اندر وحدتش کثرت نه مُحدَث زین همه تنها

خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیا

با این حدیث امام علی علیه السلام :«با هر چیزی هست ولی هم نشین و یار آن نیست و مغایر با همه چیز است، ولی نه اینکه از آن جدا و ناآشنا باشد. چیزی از حیطه قدرت و آگاهی او بیرون نیست» درباره خداوند متعالی مطابقت دارد.

حضرت علی علیه السلام در نکوهش آرزوهای طولانی می فرماید:«ای مردم! ترسناک ترین چیزی که بر شما می ترسم دو چیز است: یکی هواپرستی و آن دیگری آرزوهای طولانی، ولی پیروی از هوای نفس، آدمی را از حق باز می دارد.» ناصر خسرو نیز می گوید:

بدخو که ازین بتر اژدها نیست

این آرزو ای خواجه اژدهایی است

نوشته شده در شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سورة الجن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

قل أوحی إلی أنه استمع نفر من الجن فقالوا إنا سمعنا قرآنا عجبا (1) یهدی إلى الرشد فآمنا به و لن نشرک بربنا أحدا (2) و أنه تعالى جد ربنا ما اتخذ صاحبة و لا و لدا (3) و أنه کان یقول سفیهنا على الله شططا (4) و أنا ظننا أن لن تقول الإنس و الجن على الله کذبا (5)  و أنه کان رجال من الإنس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا (6) و أنهم ظنوا کما ظننتم أن لن یبعث الله أحدا (7) و أنا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شدیدا و شهبا (8) و أنا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن یستمع الآن یجد له شهابا رصدا (9) و أنا لا ندری أشر أرید بمن فی الأرض أم أراد بهم ربهم رشدا (10) و أنا منا الصالحون و منا دون ذلک کنا طرائق قددا (11)  و أنا ظننا أن لن نعجز الله فی الأرض و لن نعجزه هربا (12) و أنا لما سمعنا الهدى آمنا به فمن یؤمن بربه فلا یخاف بخسا و لا رهقا (13) و أنا منا المسلمون و منا القاسطون فمن أسلم فأولئک تحروا رشدا (14) و أما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا (15) و ألو استقاموا على الطریقة لأسقیناهم ماء غدقا (16) لنفتنهم فیه و من یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذابا صعدا (17)  و أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا (18) و أنه لما قام عبد الله یدعوه کادوا یکونون علیه لبدا (19) قل إنما أدعو ربی و لا أشرک به أحدا (20) قل إنی لا أملک لکم ضرا و لا رشدا (21) قل إنی لن یجیرنی من الله أحد و لن أجد من دونه ملتحدا (22) إلا بلاغا من الله و رسالاته و من یعص الله و رسوله فإن له نار جهنم خالدین فیها أبدا (23) حتى إذا رأوا ما یوعدون فسیعلمون من أضعف ناصرا و أقل عددا (24) قل إن أدری أقریب ما توعدون أم یجعل له ربی أمدا (25) عالم الغیب فلا یظهر على غیبه أحدا (26) إلا من ارتضى من رسول فإنه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصدا (27) لیعلم أن قد أبلغوا رسالات ربهم و أحاط بما لدیهم و أحصى کل شیء عددا (28)

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظِیم

 

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

بگو: «به من وحى شده است که تنى چند از جنّیان گوش فرا داشتند و گفتند: راستى ما قرآنى شگفت‌ آور شنیدیم (1) [که‌] به راه راست هدایت مى‌ کند. پس به آن ایمان آوردیم و هرگز کسى را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد (2) و اینکه او، پروردگار والاى ما، همسر و فرزندى اختیار نکرده است (3) و [شگفت‌] آنکه کم خرد ما، در باره خدا سخنانى یاوه مى ‌سراید (4) و ما پنداشته بودیم که انس و جن هرگز به خدا دروغ نمى ‌بندند (5) و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى ‌بردند و بر سرکشى آنها مى ‌افزودند (6) و آنها [نیز] آن گونه که [شما] پنداشته ‌اید، گمان بردند که خدا هرگز کسى را زنده نخواهد گردانید (7) و ما بر آسمان دست یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهاى شهاب یافتیم (8) و در [آسمان‌] براى شنیدن، به کمین مى ‌نشستیم، [اما] اکنون هر که بخواهد به گوش باشد، تیر شهابى در کمین خود مى ‌یابد (9) و ما [درست‌] نمى ‌دانیم که آیا براى کسانى که در زمینند بدى خواسته شده یا پروردگارشان برایشان هدایت خواسته است؟ (10) و از میان ما برخى درستکارند و برخى غیر آن، و ما فرقه ‌هایى گوناگونیم (11) و ما مى‌ دانیم که هرگز نمى ‌توانیم در زمین خداى را به ستوه آوریم، و هرگز او را با گریز [خود] درمانده نتوانیم کرد (12) و ما چون هدایت را شنیدیم بدان گرویدیم؛ پس کسى که به پروردگار خود ایمان آورد، از کمى [پاداش‌] و سختى بیم ندارد (13) و از میان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند: پس کسانى که به فرمانند، آنان در جستجوى راه درستند (14) ولى منحرفان، هیزم جهنم خواهند بود» (15) و اگر [مردم‌] در راه درست، پایدارى ورزند، قطعاً آب گوارایى بدیشان نوشانیم (16) تا در این باره آنان را بیازماییم، و هر کس از یاد پروردگار خود دل بگرداند، وى را در قید عذابى [روز]افزون درآورد (17) و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مخوانید (18) و همین که «بنده خدا» برخاست تا او را بخواند، چیزى نمانده بود که بر سر وى فرو افتند (19) بگو: «من تنها پروردگار خود را مى ‌خوانم و کسى را با او شریک نمى‌ گردانم» (20) بگو: «من براى شما اختیار زیان و هدایتى را ندارم (21) بگو: «هرگز کسى مرا در برابر خدا پناه نمى‌ دهد و هرگز پناهگاهى غیر از او نمى ‌یابم (22) وظیفه من تنها ابلاغى از خدا و [رساندن‌] پیامهاى اوست.» و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانى کند قطعاً آتش دوزخ براى اوست و جاودانه در آن خواهند ماند (23) باش تا آنچه را وعده داده مى ‌شوند ببینند، آنگاه دریابند که یاور چه کسى ضعیف‌ تر و کدام یک شماره ‌اش کمتر است (24) بگو: «نمى ‌دانم آنچه را که وعده داده شده ‌اید نزدیک است یا پروردگارم براى آن زمانى نهاده است؟» (25) داناى نهان است، و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‌ کند (26) جز پیامبرى را که از او خشنود باشد، که [در این صورت‌] براى او از پیش رو و از پشت سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت (27) تا معلوم بدارد که پیامهاى پروردگار خود را رسانیده ‌اند؛ و [خدا] بدانچه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیزى را به عدد شماره کرده است (28)

راست گفت خداوند بلند مرتبه و با عظمت

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سیمای امام علی علیه السلام در شعر شاعران

 

سعدی

سعدی شیرازی اگرچه آشکارا در اشعار خود نامی از حضرت علی علیه السلام نبرده، ولی مضمون های ناب سخنان آن حضرت، در همه جای شعر او تجلی یافته است. امیرمؤمنان در خطبه 24 می فرماید: «پس بندگان خدا! از خدا بپرهیزید و از خدا هم به سوی خدا بگریزید» و سعدی چنین می سراید:

از تو به تو آمدم به زنهار

پیش دگری نمی توان رفت

حضرت در نامه 31 چنین می فرماید:«هر جوینده روزی نیابد و هر آهسته رو، محروم نماند.» سعدی با نگاهی به همین مضمون می نویسد:«صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل در خشک نمیرد».

امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام در نامه 53 می فرماید:« خشم خود را فرو خور و به وقت توانایی در گذر» و در گلستان چنین می خوانیم:

جورش مکن و دلش میازار

بر بنده مگیر چشم بسیار

نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سورة البلد

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

لا أقسم بهذا البلد (1) و أنت حل بهذا البلد (2)  و والد وما ولد (3) لقد خلقنا الإنسان فی کبد (4) أیحسب أن لن یقدر علیه أحد (5) یقول أهلکت مالا لبدا (6) أیحسب أن لم یره أحد (7) ألم نجعل له عینین (8) و لسانا و شفتین (9) و هدیناه النجدین (10) فلا اقتحم العقبة (11) و ما أدراک ما العقبة (12) فک رقبة (13) أو إطعام فی یوم ذی مسغبة (14) یتیما ذا مقربة (15) أو مسکینا ذا متربة (16) ثم کان من الذین آمنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة (17) أولئک أصحاب المیمنة (18) و الذین کفروا بآیاتنا هم أصحاب المشأمة (19) علیهم نار مؤصدة (20)

صَدَقَ اللهُ العَلِیُّ العَظِیم

 

به نام خداوند بخشایشگر مهربان

سوگند به این شهر [مکه‌] (1) و حال آنکه تو در این شهر جاى دارى (2) سوگند به پدرى [چنان‌] و آن کسى را که به وجود آورد (3) براستى که انسان را در رنج آفریده ‌ایم (4) آیا پندارد که هیچ کس هرگز بر او دست نتواند یافت؟ (5) گوید: «مال فراوانى تباه کردم» (6) آیا پندارد که هیچ کس او را ندیده است؟ (7) آیا دو چشمش نداده‌ ایم؟ (8) و زبانى و دو لب (9) و هر دو راه [خیر و شر] را بدو نمودیم (10) و[لى‌] نخواست از گردنه [عاقبت‌ نگرى‌] بالا رود (11) و تو چه دانى که آن گردنه [سخت‌] چیست؟ (12) بنده ‌اى را آزادکردن (13) یا در روز گرسنگى، طعام‌دادن (14) به یتیمى خویشاوند (15) یا بینوایى خاک‌ نشین (16) علاوه بر این از زمره کسانى باشد که گرویده و یکدیگر را به شکیبایى و مهربانى سفارش کرده‌اند (17) اینانند خجستگان (18) و کسانى که به انکار نشانه ‌هاى ما پرداخته‌ اند، آنانند ناخجستگان شوم (19) بر آنان آتشى سرپوشیده احاطه دارد (20)

راست گفت خداوند بلندمرتبه و با عظمت

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()

سیمای امام علی علیه السلام در شعر شاعران

فردوسی

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی در دیباچه شاهنامه، به ذکر مراتب اخلاص خود به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان علی علیه السلام می پردازد و می گوید:

ستاینده خاک پای نبی

منم بنده اهل بیت نبی

 

برانگیخته موج از او تندباد

حکیم این جهان را چو دریا نهاد

 

همه بادبان ها برافروخته

چو هفتاد کشتی بر او ساخته

 

بیاراسته همچو چشم خروس

یکی پهن کشتی بسان عروس

 

همان اهل بیت نبی و ولی

محمد بدو اندرون با علی

 

به نزد نبی و علی گیر جای

اگر چشم داری به دیگر سرای

 

چنین است و این دین و راه من است

گرت زین بد آید، گناه من است

استاد طوس، افزون بر آن، در شاهنامه، پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و یارانش را می ستاید، ولی از میان یاران، تنها نام علی علیه السلام را ذکر می کند. او در آغاز سلطنت شاپور و پایان فرمانروایی اردشیر می گوید:

شناسنده آشکار و نهان

جز او را مخوان کردگار جهان

 

به یارانش بر هر یکی برفزود

از او بر روان محمد درود

 

که خوانند او را علیّ ولی

سر انجمن بد ز یاران علی

 

سخن هایشان بر گذشت از زمان

همه پاک بودند و پرهیزگار

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ توسط محب ولایت نظرات ()


Design By : Pichak